بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به شما گلهای بهشتی...
امام جواد آن شه ملک بود
که بد عالم علم غیب و شهود
دلش منبع فیض پروردگار
جلال و کمال از رخش آشکار
ز تقوی «تقی» بود آن نور پاک
ز بخشش «جواد» آن مه تابنکا
ابوجعفر آن رهبر انس و جان
فروغ خدا از جمالش عیان
آورده اند که...
«آنگاه که مأمون، به امام جواد(ع): پیشنهاد ازدواج با دخترش «ام الفضل» را داد، بنی عباس پیرامون مأمون، گرد آمدند و به شدت به آن حضرت اعتراض کردند و او را از این کار بازداشتند؛ چرا که این عمل، به منزله خطری برای بنی عباس به شمار می آمد، افزون بر آن، گفتند: این جوان، کم سن و سال است و از دانش، بهرهای ندارد. مأمون گفت: شما این خاندان رانمیشناسید، کوچک و بزرگ آنها بهره بزرگی از علم و دانش دارند، میتوانید او را امتحان کنید.
عباسیان از میان دانشمندان، «یحیی بن اکثم» را برگزیدند؛ و یحیی بن اکثم کسی بود که شهرت علمی او در رشته های گوناگون علوم آن زمان، زبانزد خاص وعام بود. وی در علم فقه چیرگی فوق العادهای داشت و با آنکه مأمون خود از نظر علمی وزنه بزرگی بود، چنان شیفته مقام علمی یحیی بود که اداره امور مملکت را به عهده ا گذاشت. و بدین گونه مجلسی تشکیل شد، و یحیی بن اکثم از امام جواد(ع) اجازه گرفتو آن گاه پرسید:
چه میگویید درباره شخصی که محرم بوده ودر آن حال، حیوانی را شکار کرده است؟ امام جواد(ع) فرمود: «آیا این شخص، در حرم شکار کرده است یا خارج از حرم؟ آیا میدانشت که شکار در چنین جایی و چنین حالی حرام است یا نمیدانست؟ یا عمداً شکار کرده است یا سهواً؟ آیا برای اولین بار چنین کاری کرده است یا برای چندمینبار؟ شکار او از پرندگان بوده یا غیر پرنده؟ از حیوانات کوچک بوده یا بزرگ؟ در شب شکار کرده یا در روز؟ در احرام عمره بوده یا احرام حج؟
یحیی بن اکثم که از این همه فروع که امام(ع) برای این مسئله مطرح نمود، متحیر و سرگردان شد، آثار ناتوانی و زبوبی در چهرهاش آشکار شد و زبانش به لکنت افتاد؛ به گونهای که حاضران در مجلس، به طور کامل، ناتوانی و درماندگی او را در برابر امام جواد(ع) دریافتند.و بدینگونه برگی دیگر از صحیفه دانش فراوان امام جواد(ع) ورق خورد.
همون طور که میدونید امروز ولادت یکی دیگه از امامان بزرگ ما مسلمونا هست که من هم به نوبه خودم این روز مبارک رو به همتون تبریک میگم...